.

.
google-site-verification: google48164bad2306ed30.html

به وبلاگ من خوش آمدید برای تبادل لینک با ما از سیستم تبادل لینک هوشمند وبلاگ استفاده کنید ممنون
ایمیل مدیر : alisrzptc@gmail.com

» تیر 1395
» خرداد 1395
» اردیبهشت 1395
» مهر 1394
» اسفند 1392
» تیر 1391
» آبان 1390
» مهر 1390
» شهریور 1390





RSS
<-ShortDescription-> <-ProductPrice-> تومان

<-ProductPage->

جوک جدید
نویسنده دن کیشوت تاریخ ارسال دوشنبه 14 تیر 1395
در ساعت 23:14

از يارو ميپرسن : تو از زنت ميترسي؟


ميگه:چرا بايد بترسم؟


لباسارو شستم


اتومو کردم


غذامو پختم


ظرفامو شستم


شيشه ها رو تميز کردم


زير بچه رو هم عوض کردم


اوني که کاراش مونده بايد بترسه !

***

عمه‌ام اسم شوهرش ابوالقاسمه، اسم بچه‌هاش مصطفي و محمد،


هر موقع توي جمع با هم صداشون ميزنه همه صلوات ميفرستن....



ابوالقاسم مصطفي محممممممد!

***

‏کسي به تابستون چيزي گفته اينجوري داغ کرده؟

***

عطسه دخترها: عتسي



عطسه پسر ها: تشوبيسخلبوهووووووووطراشش

***

مبلغ ديه هر مرد 200 ميليون تومان است که به ورثه پرداخت م?شود.


  با توجه به اينكه سود سپرده بانک? در حال حاضر حدود 22 درصد است،

سود ماه?انه سپرده گذار? ا?ن مبلغ م?شود ماه?انه 3.700.000 تومان !

بنابراين اگر مردي ماهيانه كمتر از مبلغ فوق درآمد داشته باشد،

 زنده بودنش توجيه اقتصادي ندارد

***

يارو دوستشو ناجور زده بود.


کار به دادگاه کشيد!


 قاضي ميپرسه چرازديش؟


 ميگه 10 سال پيش بهم گفته بود اسب آبي



قاضي : 10 سال پيش گفته الان زديش؟


يارو :ديشب تازه اسب آبي رو تو تلوزيون ديدم

***

شما تو آمريکا تو صف نونوايي هم که رفتي ديدي شلوغه

 فقط کافيه يه الله اکبر بگي،

 اگه يه نفر موند بزن تو گوش من!



اينه معجزه ي اسلام

***

رس?د? اس بده



پ?امک ?ک کشاورز زحمتکش ش?راز? به محصو?تش!


اينو ديگه عمراً شنيده بوديد

***

با نامزدم رفتيم بيرون بهش ميگم: عزيزم واسه شام خوراک بره خوبه؟


گفت: آره عجيجم دوش دالم.

 منم رفتم کلي سبزي و علف واسش خريدم ولي نميدونم چرا شق زد زير گوشم رفت.



مگه خوراک بره سبزي و علف نيست؟


 خو مگه بره چي ميخوره؟

***

رفتم توالت عمومي، ديدم روي سيفون نوشته:

 

((خواهي که نبيند اَحدي اين هنرت را، برخيز و بکش سيفون بالاي سرت را))



من موندم شاعراي اين مملکت چرا استعدادها رو اينجور جاها خالي ميکنند..


تازه برگشتم ديدم يکي نوشته

 

سنجيدم وديدم سخنت عين صواب است، صدحيف كه دستگيره سيفون خراب است

***

زني پسر کوچکي داشت که زياد دزدي ميکرد او را نزد شيخي برد,


شيخ برايش دعا درست کرد و گفت


ان را به کتفش ببند او ديگر هرگز دزدي نميکند



هنگامي که به خانه برميگشتند پسر در راه عقب مانده بود


مادرش از او خاست سريعتر راه برود تا به او برسد


پسر گفت مادر دمپايي شيخ بزرگه و نميتونم باهاش راه بروم



.:: ارسال نظر(0) ::.
عناوین آخرین مطالب بلاگ من
عناوین آخرین محصولات بلاگ من



.:: Design By :


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران