يارو با بنز آخرين مدلش داشته توي اتوبان صد و هشتاد تا مي رفته،
يهو مي بينه يه موتور گازي ازش جلو ميزنه!
خيلي شاکي مي شه و پاش رو ميزاره رو گاز و با دويست تا سرعت
از بغل موتوره رد مي شه.
يک مدت بعد دوباره موتوريه با سرعت از بغلش رد مي شه!
يارو ديگه قاطي مي کنه و با سرعت دويست و چهل تا ازش جلو مي زنه!
همينجور که داشته با آخرين سرعتش مي رفته يهو موتور گازیه مثل تير از بغلش رد مي شه!
طرف کم مياره به موتوره علامت مي ده که بيا بغل. خلاصه دوتايي نگه مي دارن.
يارو تا پياده مي شه مي گه:
"داداش خيلي باحالي، فقط بگو با موتور گازي چطور روي ما رو کم کردي؟"
موتوريه با رنگ پريده و نفس نفس زنان مي گه: "والا داداش...
خدا پدرت رو بيامرزه نگه داشتي!... کش شلوارم گير کرده بود به آينه بغلت!"